X
تبلیغات
عشق پنهانی ...

بشتابید ...

سلام دوستان خوبم
میخوام یه سایت یا بهتر بگم یه انجمن رو بهتون معرفی کنم که واقعآ جایی هست که ارزش این رو داره که آدم وقتش رو برای گذروندن توش صرف کنه .
توصیه میکنم حتمآ یه سری به این سایت بزنید و ببینید که چه چیزایی توش هست .
توی این سایت مسایلی مثل : سرگرمی ، موبایل ، کامپیوتر ، موسیقی ، جوک ، اس ام اس های جدید ، اخبار ، دانلود ، بازی و کنسول ، سخت افزار ، نرم افزار ، سیستم عامل ، شبکه ، اینترنت ، هک ، برنامه نویسی ، اسکریپت ، موبایل ، معرفی انواع موبایل ، نوکیا ، سامسونگ ، سونی اریکسون ، اپل ، ال جی ، اچ تی سی ، تبلت ها ، عکس ، سینما ، تئاتر ، موسیقی ( که این حقیر مدیرش هستم ) ورزش ، اخبار ورزشی ، خودروهای داخلی ، خودروهای خارجی ، موتور سیکلت ، قیمت روز تمامی خودروها ، مسائل فنی خودروها ، تعمیر و نگهداری خودروها ، ایران شناسی ، خهان شناسی ، گردشگری ، دانشگاه ، رشته های فنی و مهندسی ، رشته های علوم انسانی ، رشته های تجربی ، ریاضیات ، مدیریت ، هنر ، آموزش زبان های خارجه ، آشپزی ، خانه داری ، هنرهای دستی ، خانه و خانواده ، کودک و کودکیاری ، بارداری و زایمان ، مد ، لباس ، مدهای روز دنیا ، لباس جشن و مهمانی ، لباس شب ، لباس اسلامی ، لباس زمستانه ، جواهرات ، مدل جواهر ، بخش تخصصی خانم ها ، پزشک بانوان ، مشاوره ، بهداشت ، گیاه درمانی ، تغزیه ، پزشکی ، روانشناسی ، روان پزشکی ، روان درمانی ، ادیان مختلف ، یهود ، یهودی ، اسلام و اسلامی ، زرتشت و زرتشتی ، مسیح ، سایر ادیان ، احکام ، قرآن ، تفسیر قرآن ، سوالات دینی ، دین ، احادیث و سخنان بزرگان ، امامان ، پیامبران ، اسلام ، عدل ، امامت ، توحید ، معاد ، نبوت ، مناجات با خدا ، دفاع مقدس ، اهل بیت ، معصومین ، علما ، سرگرمی ، بازی ، جوک ،  طنز ، عشق ، عاشقانه ، بازی آنلاین ، شعبده و تردستی ، گپ و گفتگو ، بخش دختران ، بخش پسران ، صندلی داغ ، مسابقه ، جایزه و...
هست که شما میتونید توی هرچند تا از موضوعات مختلف بحث و تبادل نظر کنید .

اینم آدرسش :

http://www.kolbedoosti.ir

خیلی دوست دارم به قسمت موسیقی بیاید و منو یاری کنید و با هم گفتگو کنیم .
منتظرتونم
ممنون .
به امید دیدار .


 

نوشته شده توسط مهران در دوشنبه 1391/04/19 ساعت 3:30 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

عشق را ...

از کجا آغاز کنم ؟

              بيان عشقي که گويای  يک عشق  و عظمت آن باشد .

قصه ی عشقي را ، که از دريا کهن سال تر ، از اقيانوس ژرف تر و از آسمان زيباتراست .

 از کجا بنويسم ؟

داستان شيرين دوستی ای را ، که مالامال صداقت است

                               و اکنون به سپيدی اشک ،

                               اشکی چون شمع ،

                               شمعی چو نور،

                               نوری چون ماه

                

                                                و ماهی چون تو است.

 

                             عشق من ،

                                     من کوير تشنه ام ،

                            

                                                        باران من باش !!!


برچسب‌ها: قصه ی عشق, دل عاشق, معشوق و دلدار, اشک و آه


 

نوشته شده توسط مهران در شنبه 1391/04/10 ساعت 4:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

زندگینامه و آثار بزرگان موسیقی ایران ...

توی این پست میخوام زندگی نامه و آثار بزرگترین اساتید موسیقی و هنر خوانندگی ایران را برایتان بنویسم .

در ادامه ی مطالب زندگینامه و آثار استادانی همچون :

1- ابولقاسم عارف قزوینی

2- غلامحسین درویش

3- جلال الدین تاج اصفهانی

4- قمرالملوک وزیری

5- استادغلامحسین بنان

6- استاد محمدرضا شجریان

7- داریوش صفوت

8- احمد عبادی

9- مرتضی نی داوود

10- نورعلی برومند

11- علینقی وزیری

12- محمدرضا لطفی

13- حسین علیزاده

14- ابوالحسن صبا

15- پرویز مشکاتیان

16- جواد بدیعی زاده

17- داریوش رفیعی

18- دلکش

19- پریسا 

را خواهی دید .



در ابتدا مایل هستم از استاد بزرگوار " محمدرضا شجریان " بنویسم :



محمد رضا شجریان

 

محمد رضا شجریان متولد ، 1 مهر 1319 در مشهد می باشد .

ایشان ، بزرگترین خواننده موسیقی ایران و یکی از بزرگ ترین هنرمندان در عرصه موسیقی جهان است .

 

زندگی

محمد رضا شجریان اول مهر 1319 در مشهد متولد شد . آواز خوانی را از کودکی با همان لحن کودکانه آغاز کرد . از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوبش تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد و در سال 1331 برای نخستین بار صدایش از رادیو خراسان پخش شد . وی در سال 1338 به دانشسرای مقدماتی در مشهد رفت و از همان سال برای نخستین بار با یک معلم موسیقی آشنا شد .

وی پس از دریافت دیپلم دانش سرای عالی ، به استخدام آموزش و پرورش در آمد و به تدریس مشغول شد و در این زمان با سنتور آشنا شد . در سال 1337 به رادیو خراسان رفت و در رشته آواز مشغول فعالیت شد . سپس برای اجرای برنامه های گل ها به تهران نزد استاد پیرنیا دعوت شد و در بیش از یکصد برنامه گل ها و برگ سبز شرکت کرد . شجریان در سال 1340 ازدواج کرد که حاصل آن سه دختر و یک پسر ( همایون ) بود . او در سال 1346 به تهران رفت و با احمد عبادی آشنا شد و از همان سال در کلاس اسماعیل مهرتاش شرکت نمود . همچنین برای آموختن خوشنویسی نزد استاد ابراهیم بوذری رفت . او از یسال 1347 خوشنویسی را نزد استاد حسن میرخانی ادامه داد . وی در سال 1349 درجه ممتاز را در خوشنویسی بدست آورد .

شجریان تا سال 1350 با نام مستعار سیاوش بیدکانی با رادیو همکاری می کرد ، ولی بعد از آن از نام خود استفاده کرد . در سال 1350 با فرامرز پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف های آوازی را نزد وی دنبال کرد . در سال 1351 در برنامه گل ها با استاد نور علی خان برومند آشنا شد و به آموختن شیوه آوازی طاهرزاده نزد او پرداخت . از سال 1352 نزد عبدالله دوامی کلیه ردیف های موسیقی و شیوه های تصنیف خوانی را فرا گرفت . در همین سال به همراه  گروهی از هنرمندان چون محمد رضا لطفی ، ناصر فرهنگ فر ، حسین علی زاده ، جلال ذوالفنون و داوود گنجه ای ، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی استاد داریوش صفوت بنا نهاد .

وی شیوه های آوازی اقبال السلطان ، تاج اصفهانی ، میرزا ظلی ، ادیب خونساری ، قوامی و بنان را روی صفحات و نوارها به دقت دنبال کرد . از سال 1354 ، تدریس هنرجویان را در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1358 با تعطیلی این رشته کار تدریس خود را پایان داد . در سال 1355 به همراه هوشنگ ابتهاج و برخی هنرمندان دیگر از رادیو کناره گیری کرد . شجریان در سال 1356 شرکت دل آواز را بنیان گذاری کرد . همچنین در سال 1357 در مسابقه تلاوت قرآن کشوری رتبه اول را به دست آورد .

در سال 1357 چندین سرود میهنی اجرا کرد و همکاری خود را با سازمان های دولتی ادامه نداد و در خانه به تحقیق و تدوین ردیف های آوازی پرداخته و به آموزش شاگردان قدیمی اش همت گماشت . در فاصله سال های دهه شصت ، شجریان همکاری گسترده ای را با پرویز مشکاتیان آغاز کرد که حاصل آن آلبوم هایی چون ماهور ، بیداد همایون ، آستان جانان ، نوا و دستان بود . در این سال ها به همراه گروه عارف کنسرت هایی را در خارج از ایران اجرا کرد .

پس از سال 1368 به همراه داریوش پیرنیاکان و جمشید عندلیبی به اجرا ی کنسرت در آمریکا و اروپا پرداخت . این گروه در سال بعد ، کنسرت هایی را برای جمع آوری کمک مردم دنیا به زلزله زدگان رودبار انجام داد . آلبوم های دل مجنون ، سرو چمان ، دلشدگان با آهنگ ساری حسین علی زاده در این سال ها منتشر شدند. در سال 1374 شجریان کنسرت هایی در شهرهای اصفهان ، شیراز ، ساری ، کرمان و سنندج برگزار کرد و در همین سال آلبوم چشمه نوش را با محمد رضا لطفی و مدتی بعد در خیال را با همکاری مجید درخشانی منتشر کرد . وی در سال 1377 آلبوم شب سکوت کویر را با آهنگ سازی کیهان کلهر منتشر کرد که کیهان کلهر را به عنوان یک نوازده ی سر شناس کمانچه مطرح کرد .

شجریان در سال 1378 جایزه پیکاسو را از طرف سازمان یونسکو دریافت کرد . از سال 1379 با حسین علیزاده ، کیهان کلهر و پسرش همایون به اجرای کنسرت پرداخت که حاصل آن ، آلبوم های زمستان است ، بی تو به سر نمی شود ، فریاد ، ساز خاموش و سرود مهر بود . در سال1382 به همراه همین گروه برای کمک به زلزله زدگان بم کنسرتی در تهران با نام هم نوا با بم اجرا کرد .

از سال 1386 شجریان به همکاری با گروه آوا پرداخت و کنسرت هایی در تهران ، اصفهان ، اروپا ، آمریکا و کانادا اجرا کرد . در همین سال و در مراسم درگذشت مادرش پس از سی سال دعای ربنا را دوباره خواند . شجریان اکنون به همراه پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی می پردازد . پس از برگزاری کنسرت شجریان در ونکوور کانادا ، گلو ب اند میل شجریان را افسانه ی موسیقی شرق معرفی کرد .


کنسرت ها

شجریان کنسرت های زیادی برگزار کرده است که کنسرت راست پنج گاه به همراه محمد رضا لطفی و ناصر فرهنگ فر از مهم ترین آن ها به شمار می رود . از کار های دیگرش همکاری با گروه عارف و شیدا و همچنین چاوش بود که آثاری به یاد ماندنی موسیقی ایران را شامل می شوند . کنسرت هم نوا با بم نیز از جمله کنسرت های به یاد ماندنی استاد شجریان می باشد که در آن کنسرت سبک جدیدی از آواز مرغ سحر را با هم خوانی فرزند برومندش اجرا نمود . پس از آن با اجرای کنسرت های بسیار به همراه استادان دیگر به شناساندن موسیقی ایران در جهان کارهای بسیاری انجام داد که هنوز هم ادامه دارد . به همراه پرویز مشکاتیان ، محمد رضا لطفی ، حسین علی زاده ، محمد موسوی ، داریوش پیرنیاکان ، حسن کسایی و دیگر استادان کارهای بسیاری ضبط کرده است . وی در بهار 1386 به همراه مجید درخشانی ، سعید فرج پوری ، محمد فیروزی و فرزندش همایون شجریان کنسرت هایی در چند کشور اروپایی انجام داد . این کنسرت در تابستان و پاییز 1386 در تهران و اصفهان نیز اجرا شد .

 

استادان آواز

اسماعیل مهرتاش ، رضا قلی میرزا ظلی ، تاج اصفهانی ، احمد عبادی ، عبدالله قوامی ، اقبال السلطان آذر ، قمر الملوک وزیری ، نور علی برومند و محمود کریمی از جمله استادانی بودند که محمد رضا شجریان ردیف ها ، گوشه ها و دوره های آوازی موسیقی ایرانی را نزد آنها تمرین کرد . وی همچنین نوازندگی سنتور را نزد جلال اخباری و استاد فرامرز پایور آموخت . خود عبدالله خان دوامی شاگرد افرادی چون میرزا عبدالله و درویش خان از بزرگان موسیقی و آواز ایرانی بوده است .

 

همکاری با رادیو و تلویزیون

برای اولین بار در سن ده سالگی به تلاوت قرآن دررادیو محلی پرداخت و در سال 1337 ، 18 ساله بود که مشغول به همکاری با رادیو خراسان شد . سال 1346 به تهران آمد و در اواخر دهه 40 و تا سال 56 با «  رادیو ایران » همکاری کرد . به دلیل مخالفت خانواده با نام مستعار « سیاوش بیدکانی » در برنامه « برگ سبز و گل های تازه » اجراهای بسیاری توسط کنسرت رادیو به همراه محمد رضا لطفی ، جلیل شهناز ، حسن ناهید ، ناصر فرهنگ فر و دیگر نوازندگان آن دوره اجرا کرد . در سال های آخر حکومت محمد رضا شاه پهلوی شاه ایران همکاری خود را به گفته ی خود به دلیل « پخش آهنگ های مبتذل » با رادیو و تلویزیون قطع کرد . پس از انقلاب 1357 ایران و متعاقب آن انقلاب فرهنگی سال 1359 و قطع برنامه های موسیقی همکاری او نیز با رادیو قطع شد .

در سال های اخیر و پس از اصلاحات رادیو فرهنگ در برنامه نیستان برخی از کارهای قدیمی و جدید او را پخش می کند ، همچنین شبکه چهار جمهوری اسلامی در برنامه ای تحت عنوان آوای ایرانی با استفاده از « گنجینه گل های تازه رادیو ایران » آواز شجریان را همراه با تصاویری از خوشنویسی ، نگار گری و دیگر هنرهای ایرانی پخش می کند . اخیرآ در حال تدارک کنسرتی در دبی می باشد .

 

جوایز

در سال 1378 موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد این جایزه هر پنج سال به هنرمندی که برای شناساندن فرهنگ و هنر کشورش می کوشد اهدا می شود . پس از وی این جایزه را نصرت فاتح علی خان خواننده قوالی از پاکستان دریافت کرده بود .


محتوای کاری

بیشتر آوازها و تصنیف های اجرا شده گزیده ای بود از اشعار شاعران بزرگ ایران چون سعدی ، حافظ ، مولوی ، بابا طاهر ، خیام ، عطار و برخی تصنیف های قدیمی با مضامین عاشقانه و اجتماعی . وی همچنین در برخی کنسرت ها و کارهای جدیدتر خود از شعر نو شاعرانی چون فریدون مشیری ، نیما یوشیج ، سهراب سپهری ، شفیعی کدکنی ، مهدی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج استفاده کرده است . از جمله کارهای مشترک او گزیده ایست از رباعیات خیام با صدای شجریان و رباعی خوانی احمد شاملو .

 

خوشنویسی

محمدرضا شجریان علاوه بر استعدادش در آواز خوانی ، علاقه زیادی به خوشنویسی ایرانی دارد، او از سال 1344 به فراگیری خوشنویسی نزد استادان ابراهیم بوذری و حسین میرخوانی پرداخت. در حال حاضر ایشان سبک ویژه خوشنویسی خود را دنبال می کند و در ضمن دارای درجه ممتاز نستعلیق می باشد.

 

آثار

·       غوغای عشق بازان ، 1368 در دستگاه شور و آواز افشاری

·       سرود مهر ، این اثر در آواز بیات ترک و افشاری به همراه اثر قبل به صورت همزمان اجرا و انتشار یافت.

·       ساز خاموش در آواز دشتی ، در سال 1384 اجرا و در سال 1386 انتشار یافت.

·   جام تهی ، اردیبهشت 1384 (که در این سال به صورت رسمی بیرون آمد ولی ضبط آن به دهه پنجاه برمی گردد.)

·       فریاد ، 1383

·       بی تو به سر نمی شود ،1381

·       زمستان است ، 1379

·       بوی باران ، 1378

·       آرام جان ، 1378

·       آهنگ وفا  ، 1378

·       تلاوت قرآن 1 و 2 ، 1378

·       شب ، سکوت ، کویر ، 1377

·       چهره به چهره ، 1377

·       راست پنجگاه ، 1377

·       معمای هستی ، 1376

·       شب وصل ، 1376

·       رسوای دل ، 1376

·       عشق داند ، 1359

·       ساز قصه گو ، 1367

·       در خیال ، 1375

·       پیغام اهل دل ، 1375

·       همایون مثنوی ، اجرا 1363 ، انتشار 1374

·       گنبد مینا ، 1374

·       جان عشاق ، 1374

·       چشمه نوش ، 1374

·       یاد ایام ، 1374

·       دلشدگان ، 1371

·       آسمان عشق ، 1371

·       سرو چمان ، 1370

·       خلوت گزیده ، 1370

·       دل مجنون ، 1370

·       پیام نسیم ، 1370

·       دستان ، 1367

·       دود عود ، 1367

·       نوا ، مرکب خوانی ، 1365

·       سر عشق ، 1365

·       ماهور ، 1365

·       آستان جانان ، 1362

·       بیداد ، 1364

·       پیغام اهل راز ( راز دل و انتظار دل ) ، 1358

·       گلبانگ ، 1357

·       برنامه گلهای 23 ، 25 ، 41 ، 71 ، 77 ، 107 ، 121 ، 133 ، 141 ، 147 ، 158 ، 160

·       سپیده

·       به یاد عارف

·       بته چین

·       دولت عشق

·       جان جان

·       رباعیات خیام

·       قاصدک

·       قرآن در دستگاه فارسی که پس از فوت پدرش با نام به یاد پدر 1 و 2 به بازار آمد.

·       کنسرت تهران خرداد و تیر 1387 ، برای کمک به ساخت آرامگاه شمس تبریزی در خوی

·       کنسرت آمریکا و کانادا ، خرداد 1387

·       کنسرت اصفهان ، 1386

·       کنسرت تهران ، 1386

·       کنسرت فرانسه ، 1385

·       کنسرت لندن ، ( کوئین الیزابت هال ) 1384

·       تهران ، ( تالار بزرگ کشور ) آذر ماه 1384

·       هم نوا با بم ، تهران ( تالار وزارت کشور ) ، دی ماه 1382 ، برای کمک به زلزله زدگاه بم

·       مرکب خوانی ، اروپا و کانادا ، 1381

·       راست پنجگاه ، اروپا و کانادا ، 1381

·       نوا ، اروپا ، آمریکا و کانادا ، 1379

·       دادو بیداد ، اروپا ، آمریکا و کانادا ، 1379

·       زمستان ، اروپا ، آمریکا و کانادا ، 1379

·       کنسرت – ارکستر موسیقی ملی ایران ، چهل ستون اصفهان ، تابستان 1378

·       کنسرت شور (تالار وحدت ) ، 1367

 

شاگردان

·       شهران ناظری

·       همایون شجریان

·       پریسا

·       حسام الدین سراج

·       ایرج بسطامی

·       حمید رضا نور بخش

·       محسن کرامتی

·       سالار عقیلی

·       علیرضا افتخاری

·       افسانه رثایی

·       علیرضا قربانی

·       سینا سرلک

·       علی جهاندار

·       قاسم رفعتی

·       مظفر شفیعی


برچسب‌ها: محمدرضا شجریان, بنان, موسیقی, آواز و خوانندگی و هنر


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهران در شنبه 1391/04/10 ساعت 2:28 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

نظر خواهی ...

سلام دوستان خوب و عزیزم ،

این پست یه نظر سنجیه :
میخواستم لطف کنید و نظرتون رو در مورد استاد محمد رضا شجریان بگید ؟


البته قبل از هر چیز باید از همه تون صمیمانه تشکر کنم که منو در این راه ( وبلاگ نویسی ) خیلی کمک کردید .
و باید بگم بدون انتقادات و پیشنهادهای شما عزیزان این امر برای من خیلی دشوار میشد .


در آخر هم زندگینامه استاد محمد رضا شجریان رو براتون مینویسم شاید دوست داشته باشد که بدونبد .



استاد محمدرضا شجریان (1 مهر 1319 -- مشهد ) : خواننده ، موسیقیدان و خطاط ایرانی است. وی پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی و یکی از نام‌دارترین هنرمندان در عرصهٔ موسیقی جهان است.

اول مهر 1319 در مشهد متولد شد. خواندن را از کودکی با همان لحن کودکانه آغاز کرد. از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوبش تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد و در سال 1331 ، برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن او از رادیو خراسان پخش می‌شود.

وی در سال 1338 به دانشسرای مقدماتی در مشهد رفت و از همان سال برای نخستین بار با یک معلم موسیقی آشنا شد.

وی پس از دریافت دیپلم دانشسرای عالی، به استخدام آموزش و پرورش در آمد و به تدریس مشغول شد و در این زمان با سنتور آشنا شد. در سال 1337 به رادیو خراسان رفت و در رشته آواز مشغول فعالیت شد. سپس برای اجرای برنامه های گلها به تهران نزد استاد داوود پیرنیا دعوت شد و در بیش از یکصد برنامه گلها و برگ سبز شرکت کرد. شجریان در سال 1340 ازدواج کرد که حاصل آن سه دختر و یک پسر ( همایون )  بود .

او در سال 1346 به تهران رفت و با احمد عبادی آشنا شد و از سال 1346 در کلاس اسماعیل مهرتاش شرکت نمود. همچنین برای آموختن خوشنویسی در انجمن خوشنویسان نزد استاد ابراهیم بوذری رفت. او از سال 1347 ، خوشنویسی را نزد استاد حسن میرخانی ادامه داد. وی در سال 1349 ، درجهٔ ممتاز را در خوشنویسی به دست آورد .

استاد محمد رضا شجریان تا سال 1350 با نام مستعار سیاوش بیدکانی با رادیو همکاری می‌کرد، ولی بعد از آن از نام خود استفاده کرد . در سال 1350 با فرامرز پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیف های آوازی را نزد وی دنبال کرد .

در سال 1351 در برنامه گلها با استاد نورعلی خان برومند آشنا شد و به آموختن شیوهٔ آوازی طاهرزاده نزد او پرداخت. از سال 1352 نزد عبدالله دوامی کلیه ردیف های موسیقی و شیوه‌های تصنیف خوانی را فرا گرفت. در همین سال به همراه گروهی از هنرمندان چون محمدرضا لطفی ، ناصر فرهنگ فر ، حسین علیزاده ، جلال ذوالفنون و داوود گنجه ای ، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به سرپرستی استاد داریوش صفوت بنا نهاد.

وی شیوه‌های آوازی اقبال السلطان ، تاج اصفهانی ، میرزا ظلی ، ادیب خوانساری ، حسین قوامی و بنان را روی صفحات و نوارها به‌دقت دنبال کرد. از سال ۱۳۵۴، تدریس هنرجویان را در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۵۸ با تعطیلی این رشته کار تدریس خود را پایان داد.

در سال 1357 به‌ همراه هوشنگ ابتهاج و برخی هنرمندان دیگر از رادیو کناره‌گیری کرد .

استاد شجریان در اسفندماه سال 1356 شرکت دل‌آواز را بنیان‌گذاری کرد. همچنین در سال 1357 در مسابقه تلاوت قرآن کشوری رتبه‌ی نخست را به دست آورد .

در سال 1357 چندین سرود میهنی اجرا کرد و همکاری خود را با سازمان‌های دولتی ادامه نداد و در خانه به تحقیق و تدوین ردیف های آوازی پرداخته و به آموزش شاگردان قدیمی‌اش همت گماشت. در فاصله سال‌های دههٔ شصت، شجریان همکاری گسترده‌ای را با پرویز مشکاتیان آغاز کرد که حاصل آن آلبوم‌هایی چون بیداد همایون ، آستان جانان ، سرّ عشق ( ماهور ) ، نوا و دستان بود. در این سال‌ها به همراه گروه عارف کنسرت‌هایی را در خارج از ایران اجرا کرد .

پس از سال 1368 به همراه داریوش پیرنیاکان و جمشید عندلیبی به اجرای کنسرت در آمریکا و اروپا پرداخت. این گروه در سال بعد، کنسرت‌هایی را برای جمع‌آوری کمک مردم دنیا به زلزله‌زدگان رودبار انجام داد. آلبوم‌های دل مجنون ، سرو چمان ، یاد ایام و آسمان عشق با همکاری گروه آوا و نیز دلشدگان با آهنگسازی حسین علیزاده در این سال‌ها منتشر شدند. در سال 1374 ، شجریان کنسرت‌هایی در شهرهای اصفهان ، شیراز ، ساری ، کرمان و سنندج برگزار کرد و در همین سال، آلبوم چشمه نوش را با محمدرضا لطفی و مدتی بعد، " در خیال " را با همکاری مجید درخشانی منتشر کرد. وی در سال 1377 ،  آلبوم  " شب ، سکوت ، کویر " را با آهنگسازی کیهان کلهر منتشر کرد.

شجریان در سال 1378 " جایزه پیکاسو " را از طرف سازمان " یونسکو " دریافت کرد.

از سال 1379 با حسین علیزاده ، کیهان کلهر و پسرش همایون به اجرای کنسرت پرداخت که حاصل آن، آلبوم‌های : "زمستان است" ، "بی تو به سر نمیشود" ،" فریاد "، "ساز خاموش" و " سرود مهر "بود. در سال 1382 ، به همراه همین گروه برای کمک به " زلزله زدگان بم " کنسرتی در تهران با نام " هم نوا با بم " اجرا کرد.

از سال 1386 ، شجریان به همکاری با گروه آوا پرداخت و کنسرت‌هایی در تهران، اصفهان، اروپا، آمریکا و کانادا اجرا کرد. در همین سال و در مراسم درگذشت مادرش، پس از ۳۰ سال، دعای " ربنا " را دوباره خواند .

شجریان اکنون به همراه پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی می‌پردازد. پس از برگزاری کنسرت شجریان در ونکوور کانادا ، گلوب اند میل، شجریان را به عنوان "  افسانهٔ موسیقی شرق " معرفی کرد.


برچسب‌ها: استاد محمدرضا شجریان, موسیقی, هنر, خواننده, آواز


 

نوشته شده توسط مهران در چهارشنبه 1391/04/07 ساعت 4:45 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

تو مال منی ... می دانم ...

دستانم بی اختیار درون موهای توست ،
آغوشم مانند پیچکی تنیده در آغوش توست ...
به خواب رفته ای و چشمان من ،
مانند پروانه ای گرد شمع ، محو تماشای زیبایی توست ...
می فشارمت در آغوشم ،
لبهایم عاشقانه بوسه میزند بر لبهایت ...
وصدای طنین انداز قلبت را میشنوم،
که ساز عاشقانه می زند همراه تپش های قلبم ..
چه دل نشین است ، چه پرشور است حس داشتن تو ...
و همین حس مرا می برد تا اوج ،
صمیمانه می مانم به پای عهد تو ...
آسمان قلبم به وسعت تاریکی بود ،
از وقتی که آمدی آفتابی شد ...
روزهای من پر از تنهایی بود ،
از وقتی که پا به قلبم گذاشتی پر از عشق شد...
فرقی ندارد که خواب یا بیداری ،
حرف هایم را صادقانه به تو می گویم ، بی هیچ غرور و بهانه ای ...
و می دانم تو مال منی ،
همین حالا و هر وقت که بخواهم ...
مرا عاشق تر از دیروز می کنی ، بی آنکه بفهمم و بدانم ..


 

نوشته شده توسط مهران در سه شنبه 1391/04/06 ساعت 5:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

عشق پنهان ...

تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم....

تو نبودي و در نهان جانه دلم جايت خالي بود.......

تو نبودي و باز به تو وفادار بودم........

تو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم......

و تو آمدي.از دوردستها......

از سرزمين عشق......

تو مرا با عشق آشنا كردي.....

با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم........

تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختي..........

با تو كامل شدم.......

با تو بزرگ شدم......

با تو الفباي عشق را اموختم.......

نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم......

به تو و كلبه عاشمان باليدم.......

تو نيمه گمشده ام شدي........

حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم....

حتي براي لحظه اي از من جدا نشو......

بدون تو دستم سرد است........

بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است......

به حرمت عشقمان...

به حرمت لحظات زيبايمان..........

مرو كه بي تو من هيچم.......

بمان با من.....

بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده........


بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند.............


به وفايم ايمان داشته باش...............


تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را


 

نوشته شده توسط مهران در دوشنبه 1391/04/05 ساعت 3:24 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

گاه گاهی که تورا خوب ببینم کافیست ...

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...



 

نوشته شده توسط مهران در دوشنبه 1391/04/05 ساعت 1:36 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

آبی عشق ...

زمانی شاید رویش جوانه هارا در دل تاریکی حس کنی

و گاهی در زمستان دلت جوانه امید می خشکد


بیا در دل تاریکی امید رویش را از جوانه کوچک نگیر


و اکنون که آسمان دلت دل تنگ آفتاب است


به من که میخواهم آبی ترین آبی را نشانت دهم


فرصتی دوباره بده....


برچسب‌ها: عشق, آبی عشق, دل


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/04/04 ساعت 3:35 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

دل زیبایش ...

با خود می اندیشیدم ... آن زن که چهره اش مرا به وحشت انداخت چه دل زیبایی داشت... کاش دستش را میبوسیدم...


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/04/04 ساعت 3:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

تشنه ی عشقم ...

دعــــــای بــــاران چــــرا....!؟!
دعــــای عشــــق بخــــوان

این روزها دلـــــها تشـــنه ترند تا زمیــــن !


خــــــدایــــا کمی عشـــــق ببــــار ...


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/04/04 ساعت 3:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

با تو می مانم ...

 دست هایم تشنه ی دست های تو

شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم

با تو می مانم بی آنکه دغدغه ی فردا را داشته باشم

زیرا می دانم فردا بیشتر از امروز دوستت خواهم داشت


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/04/04 ساعت 0:47 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

و این است عشق من ...

اگر نفسی در سینه است ، تو خودت میدانی برای تو نفس میکشم

برای تویی که تمام وجودم هستی

تویی که به خاطرت گذشتم از همه چیز ، بی تو جای من در اینجا نیست

تمام قلبم خلاصه میشود در عشق تو

تمام نگاهم فدا می شود در عمق چشمان تو

بی وفا نشده ام که روزی دل بکنم از دنیای عاشقانه تو

دنیایی که درونش آرامم ، تا تو باشی من نیز تنها با تو میمانم

تا با هم برسیم به آرزوهایمان ، تا نشود حسرت رویاهایمان

اگر نفسی در سینه است

تو هستی که بودنت برایم زندگی دوباره است

در این لحظه و همه لحظه ها ، در اینجا و همه جا تو هستی در خاطرم

تا چشم بر روی هم گذاشتم فهمیدم که بدجور عاشقم

چون در همان لحظه که چشمانم را بسته بودم باز هم تو را دیدم که میدرخشی برایم

می شود از نگاهت احساس کرد که تو چقدر با وفایی ، قدر دلم را میدانی

هیچگاه تنهایم نمیگذاری

از این احساس بود که احساست کردم ، تو را دیدم و درکت کردم

تا اینکه دلم عاشقت شد ، دلم به لرزه افتاد و دنیا ، شاهد این عشق بی پایان شد

من همه احساستم برای تو است ، ای با احساس من

همه وجودم مال تو است ، برای تو که تمام وجودم هستی

بیا تا همچنان برویم ، این راه مال من و تو است

بیا تا با هم بدویم تا برسیم به جایی که تنها من و تو باشیم

جایی که سکوت باشد و تنها صدای نفسهایمان
لحظه ای حس کن این رویای عاشقانه مان


برچسب‌ها: انتظار, عاشقانه, شب, تنهایی, گمشده


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/04/04 ساعت 0:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

احمد شاملو ...

دهانت را می بویند

مبادا که گفته باشی دوستت دارم

دلت را می بویند

                        روزگار غریبی ست ، نازنین

و عشق را

کنار تیرک راه بند

تازیانه می زنند


             عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد


در این بن بست کج و پیچ سرما

آتش را

        به سوخت بارِ سرود و شعر

                                        فروزان می دارند

به اندیشیدن خطر مکن

                        روزگار غریبی ست ، نازنین


آن که بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است


                                    نور را در پستوی خانه نهان باید کرد


آنک قصابانند

بر گذرگاه ها مستقر

با کنده و ساتوری خون آلود

                        روزگار غریبی ست ، نازنین

و  تبسم را بر لب ها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان


             شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد


کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

                        روزگار غریبی ست ، نازنین


ابلیس پیروز مست

سور عزای ما را بر سفره نشسته است

           

                       خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد ...




برچسب‌ها: شاملو, عشق را, نور را, شوق را, خدا را


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/03/21 ساعت 5:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

نفهمید کسی عشق مرا ...

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ساده بیایی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت عشق مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند

...


برچسب‌ها: منزلت عشق مرا, قرن ها بعد, رفتنت, قصه, تلخ


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/03/21 ساعت 4:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

میدانم تورا دوست دارم ...

تو را دوست دارم

 

و وقتی تو نیستی غمگینم

و به آسمان آبی بالای سرت

و اخترانی که تو را میبینند رشک میبرم

تو را دوست دارم

وآنچه میکنی درنظرم بی همتا جلوه می کند

و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام

چرا آنهائیکه که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو هستند

تو را دوست دارم

اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم

حتی اگرصدای آنانی باشد که دوستشان دارم

زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند

می دانم که دوستت دارم

اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور می کنند

و چه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند

زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست...



                   و من فقط تورا دوست دارم ...


برچسب‌ها: غمگین, تو نسیتی, دوستت دارم, صدا, آهنگ


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/03/21 ساعت 4:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

شب و دیدار سکوت ...

سکوت…
باز هم شب شد و تنهایی و دیدار سکوت
خیمه زد کنج دلم سایه ی دوار سکوت
روبرو عکس تو در قاب نگاهم پیداست
اشک در دیده و دل خسته ز تکرار سکوت
لحظه ی رفتن تو لحظه تنهایی من
لحظه ها باز غریبانه گرفتار سکوت
حرفهای دل ما گرچه صمیمانه نوشت
شاعری غمزده بر سایه ی دیوار سکوت…..


برچسب‌ها: سکوت, دیدار, عکس, تنهایی, شعر


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/03/21 ساعت 3:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

بی خودتر از اینم کن ...

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن


یک جرعه چشاندی به من از عشق تو مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن


شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن


دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن


عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن


صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست

باران من خاک شو و بارورم کن


افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن


پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن


شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن



 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/03/21 ساعت 1:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

کاغذ صبوری میخواهم ...

من یک چهار دیواری دارم و کاغذ و قلمی.

قلمی که گاه و بی گاه جور مرا می کشد

و حرف های نا گفته ام را بر کاغذ می نویسد.

در آن لحظه، قلمم مثل زبانم الکن نیست،

من من نمی کند، کم نمی آورد و ... می نویسد

شیوا، بی غلط و بدون بروز هر گونه احساسی.

وقتی می نویسم گونه هایم سرخ نمی شوند،

اشک هایم فرو نمی ریزند،عصبانی نمی شوم،صدایم هم نمی لرزد...

و کاغذ چه صبور، نوشته هایم را گوش می دهد!

واکنشی از خشم در او نیست، نگاه عاقل اندر سفیه نمی اندازد،

مرا به خاموشی وا نمی دارد، تنهایم نیز نمی گذارد...

در آخر، من آرام و سبکبال به کاغذ می گویم:

"همه این ها را گفتم که بگویم گفتن بلد نیستم، اما نوشتنم بد نیست..."

آن گاه کاغذ را به آب می سپارم

و آب می داند آن را به چه کسی برساند...

و من دوباره به چهار دیواری ام باز می گردم

در پی قلم و "کاغذ صبوری" دیگر...

من یک چهار دیواری دارم...


برچسب‌ها: کاغذ, صبر, آب, او, اشک


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/03/21 ساعت 2:43 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

لحظه دیدار ...

لحظه دیدار نزدیک است .

باز من دیوانه ام ، مستم

باز میلرزد دلم ، دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم


های ، نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ

های ، نپریشی صفای زلفم را ، دست

آبرویم را نریزی ، دل

       - ای نخورده ، مست -


                             لحظه ی دیدار نزدیک است ...


                                                                   مهدی اخوان ثالث .


برچسب‌ها: دل, مست, زلف, دیوانه, دیدار


 

نوشته شده توسط مهران در یکشنبه 1391/03/21 ساعت 2:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

تمام گمشده ی من ...

 

روزهای انتظار

 

چه عاشقانه مرا می شکند...


و تو چه سرد از من عبور می کنی


یک شب مه گرفته


و حرفهایی تلخ ...


که از اعماق تنهایی بیرون می آید


دستم را بگیر ،من به بودن تو نیاز دارم


نیمه گمشده ام نیستی...


که با نیمه دیگر به جست و جویت برخیزم


که تو تمام گمشده منی ...


تمام گمشده من...!


برچسب‌ها: انتظار, عاشقانه, شب, تنهایی, گمشده


 

نوشته شده توسط مهران در جمعه 1391/03/19 ساعت 7:48 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

دوست داشتن زیباست ... اینطور نیست ؟

وقتي کسي را دوست داريد، حتي فکر کردن
به او باعث شادي و آرامشتان مي شود
وقتي کسي را دوست داريد، در کنار او که
هستيد، احساس امنيت مي کنيد.
وقتي کسي را دوست داريد، حتي با شنيدن صدايش،
ضربان قلب خود را در سينه حس مي کنيد.
وقتي کسي را دوست داريد، زماني که در
کنارش راه مي رويد احساس غرور مي کنيد.
وقتي کسي را دوست داريد، تحمل
دوري اش برايتان سخت و دشوار است.
وقتي کسي را دوست داريد، شادي اش برايتان زيباترين
منظره دنيا و ناراحتي اش برايتان سنگين ترين غم دنياست.
وقتي کسي را دوست داريد، حتي تصور بدون
او زيستن برايتان دشوار است.
وقتي کسي را دوست داريد، شيرين ترين لحظات
عمرتان لحظاتي است که با او گذرانده ايد.
وقتي کسي را دوست داريد، حاضريد براي
خوشحالي اش دست به هر کاري بزنيد.
وقتي کسي را دوست داريد، هر چيزي را
که متعلق به اوست، دوست داريد.
وقتي کسي را دوست داريد، در مواقعي که به بن بست
مي رسيد، با صحبت کردن با او به آرامش مي رسيد.
وقتي کسي را دوست داريد، براي ديدن
مجددش لحظه شماري مي کنيد.
وقتي کسي را دوست داريد، حاضريد از
خواسته هاي خود براي شادي او بگذريد.
وقتي کسي را دوست داريد، به علايق او
بيشتر از علايق خود اهميت مي دهيد.
وقتي کسي را دوست داريد، حاضريد به هر
جايي برويد فقط او در کنارتان باشد.
وقتي کسي را دوست داريد، ناخود آگاه
برايش احترام خاصي قائل هستيد.
وقتي کسي را دوست داريد، تحمل سختي ها برايتان
آسان و دلخوشي هاي زندگيتان فراوان مي شوند.
وقتي کسي را دوست داريد، او براي شما زيباترين و
بهترين خواهد بود اگرچه در واقع چنين نباشد.
وقتي کسي را دوست داريد، به همه چيز اميدوارانه
مي نگريد و رسيدن به آرزوهايتان را آسان مي شماريد.
وقتي کسي را دوست داريد، با موفقيت و
محبوبيت او شاد و احساس سربلندي مي کنيد.
وقتي کسي را دوست داريد، واژه تنهايي برايتان بي معناست.
وقتي کسي را دوست داريد، آرزوهايتان آرزوهاي اوست.
وقتي کسي را دوست داريد، در دل زمستان
هم احساس بهاري بودن داريد.
به راستي دوست داشتن چه زيباست، اين طور نيست ؟

برچسب‌ها: دوست, آرامش, قلب, احساس, غم


 

نوشته شده توسط مهران در جمعه 1391/03/19 ساعت 7:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

با من بمان ...

من برای تنها نبودن آدم های زیادی دوروبرم دارم

          آنچه ندارم ...

                    کسی برای ...

                                با هم بودن است .......


برچسب‌ها: من, تنها, آدم, کسی, باهم


 

نوشته شده توسط مهران در جمعه 1391/03/19 ساعت 6:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

آرام ...

آرام باش، ما تا همیشه مال همیم، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من، تو تا ابد در قلبمی، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم، جایی که همیشه آرزویش را داشتی، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت، تشنه ام برای بوسیدن لب هایت
بگذار لب هایت را بر روی لبانم، حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم، آرزو میکنم لحظه مرگم همین جا باشد، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپش های قلبت شاد است، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است

 

آرامم، میدانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم
همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق، بی خیال همه چیز، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده
 عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم، از اینکه در آغوشمی خوشحالم

 


 

نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه 1391/03/18 ساعت 6:25 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

مهربان یارم ...

مهربان ای فرشته قشنگ آسمان از کدام قصه آمدی

               که لالایی عاشقانه ات هنوز

                                                      مرا به خواب سرزمین دور می برد

               دستهای گرم تو مرا به شهر شادی و سرور میبرد

              به سوی نور می برد

مهربان قصه گو از کدام قصه آمدی بگو

              که پیش از این چشمهای من میزبان قطره های سرد اشک بود

              قطره قطره شعرهای آه و غصه می سرود

پیش از این چه دور بود آسمان 

                                         به چشمهای من

این ستاره ها به دستهای من آشنای من نگاه کن

                                         دلم با دلت چگونه خو گرفت

این تن غریب و بی پناه من

                                         چگونه عاشقانه از تن تو رنگ و بو گرفت

مهربان ای پرنده قشنگ آرزو

                       از کدام قصه آمدی بگو

باز هم برای من شعرهای عاشقانه را بخوان

                                                             مهربان باز هم کنار من بمان .

                                                                                   کنار من بمان ...


 

نوشته شده توسط مهران در جمعه 1391/03/12 ساعت 3:57 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

جاودان عشق من و تو ...

هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم..

هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است...

این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم.
می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است..
می‌دانم  یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،
کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد..

می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛ پس بگذار بخوانم:
اولین عشق من و آخرین عشق من تویی
نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..


 

نوشته شده توسط مهران در جمعه 1391/03/12 ساعت 3:31 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

باغ خیال من ...

محبوب من !

در من باغی گسترده است

پر از خیال های عاشقانه ای

که دست تو می کارد

و در نسیم چشمانت

رؤیاها را گل می دهند

در من   ...

ازدحام گنجشک هائی ست

که شاخه های عطر تو را

از نفس های دلم می چینند

و در مزارع دوردستِ خواب و بیداری

تو را آشیانه می کنند

و من

از نجوای دستانت

"عاشقانه"  می چینم !


 

نوشته شده توسط مهران در جمعه 1391/03/12 ساعت 3:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

برای یارمهربانم ...

از جنس کدام نور بودی ستاره من؟

که جسارت با تو بودن در من جنبید؟

و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم

و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی

و این شد

عاشقانه ی آرام "من" و تو"


 

نوشته شده توسط مهران در جمعه 1391/03/12 ساعت 2:59 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

شب و من ...

دلم گرفته ، دلم گرفته ، به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم ، چراغهای رابطه تاریکند ، کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد ، کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد ، پرواز را به خاطر بسپار ، پرنده مردنی است


 

نوشته شده توسط مهران در دوشنبه 1390/03/23 ساعت 2:25 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

هیچ ...

هیچکس منتظر خواب تو نیست ، که به پایان برسد ، لحظه ها می آیند ، سالها می گذرند و تو در قرن خودت می خوابی ، هیچ پروازی نیست برساند ما را به قطار دگران ، مگر انگیزه و عشق ! مگر آیینه و صلح و تقلا و تلاش ...


 

نوشته شده توسط مهران در دوشنبه 1390/03/23 ساعت 2:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام

درد عشق ...

آنكس كه درد عشق بداند

اشكي بر اين سخن بفشاند :

 

اين سان كه ذره هاي دل بي قرار من

سر در كمند عسق تو . جان در هواي توست

شايد محال نيست كه بعد از هزار سال

روزي غبار مارا . آشفته پوي باد .

در دور دست دشتي از ديده ها نهان .

بر برگ ارغواني "

                     - پيچيده با خزان -

يا پاي جويباري "

                    - چون اشك ما روان- "

       

           پهلوي يكديگر بنشاند "

               

                              ما را به يكديگر برساند ...


 

نوشته شده توسط مهران در سه شنبه 1390/03/17 ساعت 4:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

داغ کن - کلوب دات کام